السيد الخميني

69

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

در اين مملكت ، امام قرار دهد و ساير قواى منتشره در جهات مختلفه را مجتمع كند و مأموم قرار دهد و جنود متفرقهء در اقاليم ظاهره و باطنه را ، كه به دست قلب مفتوح شده ، جمع‌آورى نمايد ؛ و ملائكهء قاطنين ملكوت نيز بر گرد او مجتمع شوند و به دو اقتدا كنند . و چون سالكْ خود را مقتداى جنود الهيّه از ملائكه و قواى ملكوتيهء خود ديد و خود را پيش قدم در اين سلوك الهى و حضور در محضر ربوبى ديد ، بايد از صلاة خود محافظه و مراقبه نمايد و از آن غفلت و سهو نكند كه وِزر نماز مأمومين به عهدهء او نماند : فَاْلمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَة . « 1 » و اگر بر اين جماعت محافظه كند ، به عدد هر يك از مأمومين فضل صلاة او افزون شود ؛ و شايد به توفيق الهى بعضى از اسرارِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ، كه به صيغهء جمع مذكور است ، بر او منكشف شود . و اگر مراقبت و محافظت نكند در اين اقوال و افعال صلاتى ، دروغگو شود و در زمرهء منافقين درآيد ؛ و علاوه بر آنكه تضييع صلاة خود كرده ، تضييع صلاة ملائكة اللَّه را نموده ، چه كه امام ضامن قرائت مأموم است ، بلكه حامل وِزر ساير اجزاء و شرائط آن نيز هست . و طريق اسلم و نزديكتر به نجات آن است كه مصلّى خود را در جميع اقوال و افعال تسليم روحانيت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله يا مقام ولايت‌مآبى ، يا امام عصر سلام اللَّه عليهما نمايد و به لسان آنها ثناجويى از حقّ كند ، و در افعال نيز به افعال آنها متمسك شود ؛ و خود كه امام ملائكه و جنود الهيّه است مأموم مقام رسالت و ولايت شود ؛ و طى اين سلوك روحانى و عروج به معراج الهى را چنانچه به هدايت آن بزرگواران مىكند ، به تبعيت محض و تسليم صِرف از آنها كند ، كه على عليه السلام صراط مستقيم « 2 » و نماز مؤمنين است و خضرِ طريق سلوك است : ( طى اين مرحله بىرهبرى خضر مكن ) . « 3 »

--> ( 1 ) - « مؤمن به تنهايى جماعت است . » وسائل الشّيعة ، ج 5 ، ص 379 ، « كتاب الصّلاة » ، « ابواب صلاة الجماعة » ، باب 4 ، حديث 2 و 5 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 363 - 375 ، « تاريخ امير المؤمنين » ، باب 16 . ( 3 ) - در نسخ مطبوع : قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن / ظلماتست بترس از خطر گمراهى . - حافظ